جنگ ۴۰ روزه ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل؛ شکست اهداف، آتش‌بس شکننده و آینده مبهم منطقه

این متن جنگ ۴۰ روزه (جنگ رمضان) میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل را در قالب یک درگیری فاقد هدف ثابت و مشروعیت روشن تحلیل می‌کند که با میانجی‌گری پاکستان به آتش‌بس موقت رسیده است. نویسنده معتقد است اهداف جنگ از تغییر رژیم تا کنترل تنگه هرمز و تضعیف توان موشکی ایران متغیر بوده اما به نتیجه نرسیده‌اند. در ادامه، سناریوهای آینده شامل احتمال جنگ فرسایشی، بن‌بست نظامی، یا شکست آتش‌بس بررسی می‌شود. متن هشدار می‌دهد که ادامه درگیری می‌تواند اقتصاد جهانی و امنیت انرژی را به بحران شدید بکشاند، هرچند در نهایت از افول تدریجی هژمونی آمریکا و اسرائیل و احتمال بازسازی ایران سخن می‌گوید.

جناب آقای دکتر رضا محمد فرمانده بازنشسته ارتش پاکستان:

جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، که با آتش‌بسی با میانجی‌گری پاکستان همراه شد، نه دلیل عادلانه‌ای داشت و نه هدف جنگیِ مشخص و تثبیت‌شده‌ای. اهداف متغیر این جنگ شامل موارد زیر بود: حذف رهبری ایران برای ایجاد تغییر رژیم؛ توقف برنامه هسته‌ای ایران که ادعا شد در ژوئن ۲۰۲۶ نابود شده است؛ نابودی برنامه موشکی و پهپادی ایران؛ تسلیم کامل؛ تصرف جزیره خارک؛ کنترل تنگه هرمز؛ و غیره.گفت‌وگوهای پیشین با ایران در ژوئن ۲۰۲۵ از سوی آمریکا به‌عنوان یک فریب مورد استفاده قرار گرفت. متأسفانه، به نظر می‌رسد که اجماع لازم در داخل آمریکا، حمایت متحدان و همچنین برنامه‌ریزی برای تدوین راهبرد جنگ و پایان جنگ نیز وجود نداشت. استعفای جوزف کِنت، مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم (NCTC)، با این تأکید که «ایران هیچ تهدید فوری برای آمریکا نداشت»، بر غیرمشروع بودن این جنگ که به خاطر اسرائیل و به هزینه آمریکا انجام شد، می‌افزاید.

مرگ و ویرانی، تضعیف صلح و افزایش بی‌ثباتی در منطقه، به هیچ‌کس جز اسرائیل سود نرسانده است؛ به‌ویژه از آنجا که نزدیکی عربستان سعودی و ایران که با میانجی‌گری چین حاصل شده بود، قربانی این جنگ شد. همچنین تلاش‌های آمریکا عمدتاً بر دفاع از دارایی‌های خود در منطقه خلیج فارس و اسرائیل متمرکز بود که موجب ناامیدی کشورهای عربی شد.

اکنون که آتش‌بس برقرار مانده و مذاکرات صلح در اسلام‌آباد آغاز شده است، پیش‌بینی آینده این درگیری که مانند آتشی مهیب کل منطقه را فرا گرفته، دشوار است. اهداف اعلام‌نشده جنگ ممکن است این‌ها باشند:
۱ ایجاد نظم و ساختار امنیتی جدید منطقه‌ای تحت سلطه اسرائیل، که برای آن تلاش می‌شود ایران تا حدی تضعیف شود که برای دهه‌ها دیگر تهدیدی برای اسرائیل نباشد؛
۲ کنترل نفت ایران، تنگه هرمز و دریای سرخ؛
۳ افزایش هزینه چتر امنیتی آمریکا برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC).

ایران هرگز نمی‌پذیرد که به کشوری مطیع تبدیل شود. اگر آمریکا بخواهد از گرفتار شدن در یک جنگ بی‌پایان و پرهزینه جلوگیری کند، باید اهداف جنگی خود را باز تنظیم کند. تا حدی، نشانه‌هایی از این تغییر در سخنان رئیس‌جمهور آمریکا و وزیر خارجه این کشور دیده می‌شود. آنان اکنون مدعی پیروزی هستند و می‌گویند توان اقتصادی و نظامی ایران نابود شده، با «رهبری جدید ایران» مذاکره می‌کنند و تنگه هرمز تا حدی باز شده است.

اگر دو طرف خود را با واقعیت‌های میدانی تطبیق ندهند و آتش‌بس شکست بخورد، این جنگ ممکن است به یک جنگ فرسایشی چندساله تبدیل شود. ایران برای یک جنگ ترکیبی، نامتقارن و غیرخطی کاملاً آماده است. نیروهای آمریکایی در کوه‌ها، بیابان‌ها و دره‌های عظیم ایران که پر از تونل هستند، پراکنده و گرفتار خواهند شد و از همه‌سو هدف قرار می‌گیرند. این جنگ می‌تواند به جنگی فاجعه‌بار تبدیل شود که برای کل منطقه، از جمله اسرائیل، ویرانگر باشد. روسیه و چین ممکن است به‌طور غیرمستقیم از ایران حمایت کنند، اما بعید است به‌صورت مستقیم وارد جنگ شوند. این جنگ، به احتمال زیاد، با نوعی بن‌بست تحقیرآمیز پایان خواهد یافت. همچنین ممکن است به عاملی برای تسریع افول آمریکا و اسرائیل تبدیل شود.

در صورت شکست آتش‌بس، اقتصاد جهانی بدترین دوران خود را تجربه خواهد کرد. افزایش هزینه و کمبود انرژی، غذا، آب، بحران‌های بهداشتی و خطرات زیست‌محیطی، زندگی روی این سیاره را به کابوسی تبدیل خواهد کرد. ائتلاف آمریکا و اسرائیل که در جنگی غیرسودآور گرفتار شده، ممکن است به انتخاب‌های غیرعقلانی و غیرمنتظره روی آورد. هرج‌ومرج حاصل از آن به سود هیچ‌کس نخواهد بود، جز ائتلاف آمریکا و اسرائیل، شبکه گروه‌های نیابتی و تروریستی، و مجتمع صنایع نظامی.

تمایل اسرائیل به طولانی کردن جنگ برای تضعیف هرچه بیشتر ایران، مانعی در مسیر تبدیل آتش‌بس به صلح پایدار است. اما آنچه می‌تواند اوضاع را پیچیده‌تر کند، غرور قدرتمندترین کشور جهان و رؤیای صهیونیستیِ «اسرائیل بزرگ» است. با این حال، گمان می‌رود جهان خواهان پایان درگیری باشد، هرچند همراه با حفظ آبروی همه طرف‌های درگیر. بنابراین، بهترین گزینه برای آمریکا این است که این جنگ را پایان دهد و با اختیار خود از آن خارج شود. اعتراضات رو به گسترش علیه رئیس‌جمهور ترامپ، شامل بیش از هشت میلیون معترضِ «No King»، نیز در همین مسیر اشاره دارد.پس از جنگ، افزایش احساس ناامنی در غرب آسیا ممکن است به وابستگی بیشتر به ساختار امنیتی طراحی‌شده توسط آمریکا منجر شود؛ ساختاری که در آن اسرائیل به‌ عنوان قدرت منطقه‌ایِ بدون رقیب پذیرفته می‌شود، توافق‌نامه‌های ابراهیم گسترش می‌یابد و قراردادهای بیشتری در حوزه نفت، گاز و تسلیحات نصیب شرکت‌های آمریکایی می‌شود. و ایران، به‌عنوان تمدنی مقاوم، در نهایت همچون ققنوس از خاکستر این جنگ دوباره برخاسته و احیا خواهد شد.

لینک: https://tribune.com.pk/story/2601909/future-scenario-and-security-architecture-in-middle-east

کد خبر 26484

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 13 =